مجموعة مؤلفين ( مترجم : على مؤيدى )
37
موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي )
برخاست ( و ناپديد شد ) . فاطمه عليها السّلام عرض كرد : پدر جان امروز چيز عجيبى از شما ديدم ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى فاطمه ! خرمايى كه در دهان حسين نهادم و گفتم : « گوارايت اى حسين » از اين رو بود كه شنيدم ميكائيل و اسرافيل به او مىگويند : « گوارايت اى حسين » من نيز همچون آنان گفتم . خرماى دوم را برداشته در دهان حسن عليه السّلام نهادم ، شنيدم جبرئيل و ميكائيل به او مىگويند : « گوارايت اى حسن » ، من نيز مثل آنان گفتم . خرماى سوم را كه برداشته در دهان تو - اى فاطمه - نهادم ، شنيدم حوريان بهشتى - در حالى كه شادمان ، از بلنداى عوالم بهشتى بر ما اشراف داشتند - به تو مىگويند : « گوارايت باد ، اى فاطمه » من نيز طبق آنان آن را گفتم . چون چهارمين خرما را برداشته در دهان على عليه السّلام نهادم ، از جانب خداوند ندايى شنيدم كه مىگويد : « نوش جان و گوارايت اى على » من هم طبق نداى حق تعالى آن را گفتم . باز به على خرماى ديگرى دادم دوباره نداى حق را شنيدم كه مىگويد : « نوش جان و گوارايت اى على » . سپس بخاطر گرامى داشت حضرت پروردگار ( شتابان ) برخاستم . پس شنيدم مىفرمايد : اى محمّد ! به عزّت و جلالم سوگند اگر از هم اكنون تا روز قيامت ، دانه دانه خرما به على مىدادى ، من پيوسته به او مىگفتم : « نوش جان و گوارايت اى على » . [ 8 ] - 8 - عامر بن عبد اللّه از پدر خود از امام صادق عليه السّلام از امام باقر عليه السّلام از امام سجّاد عليه السّلام از امام حسين عليه السّلام نقل مىكند كه فرمود : « با ( برادرم امام ) حسن عليه السّلام بر جدّ خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شديم در حالى كه جبرئيل در صورت دحيه كلبى نزد او بود - دحيه هرگاه از سفر شام ( برگشته ) نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىآمد براى من و برادرم خرنوب « 1 » و نبق « 2 » و انجير مىآورد - ما جبرئيل را دحيه كلبى پنداشتيم ( از اين رو كيسهء او را كاوش كرديم زيرا ) دحيه ما را آزاد
--> ( 1 ) خرنوب يا خرنوب ، نام گياهى است . ( 2 ) نبق : آرد شيرينى است كه از مغز درخت خرما گرفته مىشود .